چرا کسی نوشته‌های ما را نمی‌خواند؟

گاهی ساعت‌ها برای نوشتن یک مطلب وقت می‌گذاریم، با حوصله و وسواس ویرایشش می‌کنیم و بالاخره منتشرش می‌کنیم؛ اما بعد… هیچ اتفاقی نمی‌افتد!
نه بازدید چشمگیری، نه نظری، نه حتی یک واکنش ساده.
طبیعی است که اولین فکرمان این باشد:
«پس نوشته‌ام خوب نبوده!»
اما همیشه مشکل از کیفیت نوشته نیست. گاهی نوشته ما خوب است، اما نتوانسته مخاطب را متوقف کند و به خواندن ادامه بدهد.

بیایید پنج دلیل رایج را با هم مرور کنیم.
۱. موضوع نوشته برای مخاطب مهم نیست
ممکن است موضوعی برای ما بسیار جذاب باشد، اما مخاطب چنین احساسی نداشته باشد.
این‌جا یک سؤال ساده می‌تواند قبل از شروع نوشتن به کمکمان بیاید:
«چرا باید کسی وقت بگذارد و این نوشته را بخواند؟»
اگر نتوانیم پاسخ روشنی برای این سؤال پیدا کنیم، شاید هنوز موضوع مناسبی برای نوشتن انتخاب نکرده‌ایم.
البته قرار نیست همیشه درباره موضوعات عجیب و هیجان‌انگیز بنویسیم. گاهی یک موضوع ساده هم می‌تواند خواندنی باشد؛ به شرط آنکه به مسئله یا نیاز واقعی مخاطب مربوط باشد.

۲. عنوان نوشته جذاب نیست
مخاطب پیش از آنکه متن ما را بخواند، عنوان را می‌بیند. اگر عنوان نتواند توجه او را جلب کند، احتمالاً اصلاً به متن نمی‌رسد.

مثلاً عنوان:
«چند نکته درباره کتاب‌خوانی»
چندان چیزی به مخاطب نمی‌گوید.
اما این عنوان را ببینید:
«چرا کتاب می‌خوانیم ولی چیزی یادمان نمی‌ماند؟»
این‌جا یک سؤال شکل گرفته و مخاطب ممکن است با خودش بگوید: «واقعاً چرا؟»
عنوان خوب قرار نیست مخاطب را فریب بدهد؛ قرار است کنجکاوش کند.

۳. شروع نوشته ضعیف است
فرض کنیم عنوان خوب بوده و مخاطب را به خواندن کشانده‌ایم. حالا نوبت چند خط اول است.
گاهی همین چند خط کافی است تا مخاطب تصمیم بگیرد ادامه بدهد یا صفحه را ببندد.
مثلاً:
«امروزه کتاب‌خوانی یکی از موضوعات مهم در زندگی انسان است و افراد زیادی به مطالعه علاقه دارند…»
احتمالاً چیز زیادی برای دنبال‌کردن در این شروع وجود ندارد.
حالا این شروع را ببینید:
«تا حالا شده یک کتاب را تمام کنید و چند روز بعد حتی یادتان نباشد درباره چه بود؟»
این سؤال، مخاطب را وارد موضوع می‌کند؛ چون ممکن است خودش چنین تجربه‌ای داشته باشد.
پس به‌جای مقدمه‌های طولانی و کلی، گاهی بهتر است نوشته را با یک سؤال، تجربه، تصویر، اتفاق واقعی یا جمله‌ای غیرمنتظره شروع کنیم.

۴. نوشته را برای «همه» نوشته‌ایم
یکی از اشتباه‌های رایج این است که فکر کنیم هرچه مخاطبمان بیشتر باشد، بهتر است.
اما وقتی برای «همه» می‌نویسیم، معمولاً نوشته‌مان برای هیچ‌کس به‌طور مشخص جذاب نیست.
مثلاً: «این مطلب برای همه کسانی است که به مطالعه، زندگی، موفقیت و رشد فردی علاقه دارند…»
تقریباً هر کسی می‌تواند مخاطب این جمله باشد؛ و در نتیجه، هیچ‌کس مخاطب مشخص آن نیست.
اما اگر بنویسیم:
«اگر دانشجویی و شب امتحان مجبور می‌شوی ۱۰۰ صفحه را یک‌جا بخوانی، این مطلب برای توست.»
مخاطب مشخص‌تر می‌شود و احتمال اینکه یک دانشجو با آن ارتباط برقرار کند، بیشتر است.
هرچه مخاطبمان را بهتر بشناسیم، دقیق‌تر و مؤثرتر می‌نویسیم.

۵. نوشته فقط «اطلاعات» می‌دهد
مخاطب امروز با کمبود اطلاعات روبه‌رو نیست.
با چند جست‌وجو می‌تواند ده‌ها مطلب درباره یک موضوع پیدا کند. بنابراین اگر نوشته ما فقط مجموعه‌ای از اطلاعات تکراری باشد، دلیل زیادی برای خواندنش وجود ندارد.
سعی کنیم چیزی بیشتر از اطلاعات به مخاطب بدهیم:
تجربه، مثال، داستان، نگاه شخصی، راه‌حل یا حتی یک سؤال تازه.
مثلاً به‌جای اینکه فقط بنویسیم:
«برای موفقیت باید هدف داشته باشیم.»
می‌توانیم تجربه‌ای را با مخاطب در میان بگذاریم:
«سال‌ها فکر می‌کردم مشکل من تنبلی است. بعدها فهمیدم اصلاً نمی‌دانستم قرار است به کجا برسم…»
جمله دوم فقط یک اطلاعات به مخاطب نمی‌دهد؛ او را با یک تجربه روبه‌رو می‌کند.
و تجربه، معمولاً خواندنی‌تر از یک توصیه کلی است.
نوشته‌ات را یک بار از این پنج زاویه ببین
کم‌خوانده‌شدن یک نوشته، لزوماً به معنی بدبودن آن نیست.
گاهی موضوع، عنوان، شروع نوشته یا حتی شیوه ارائه آن نیاز به تغییر دارد.
پس قبل از اینکه نوشته‌مان را قضاوت کنیم، این پنج سؤال را از خودمان بپرسیم:

☑️ آیا موضوع برای مخاطب مهم است؟
☑️ آیا عنوان، او را کنجکاو می‌کند؟
☑️ آیا شروع نوشته به اندازه کافی جذاب است؟
☑️ آیا می‌دانم دقیقاً برای چه کسی می‌نویسم؟
☑️ آیا در نوشته چیزی بیشتر از اطلاعات معمولی به مخاطب می‌دهم؟
حالا ازتون میخوام که یک تمرین انجام بدین: 
یکی از نوشته‌های قدیمی وبلاگتان را باز کنید و این پنج سؤال را از آن بپرسید.
شاید متوجه شوید که مشکل نوشته‌ات آن چیزی نیست که فکر می‌کردید.
شاید نوشته‌تان خوب بوده؛ فقط هنوز راه درست رسیدن به خواننده را پیدا نکرده اید.
با مطالب آموزشی وبلاگ پشتیبانی همراه باشید … 

چند راهکار برای فعال ماندن در وبلاگ‌نویسی

وبلاگ نویسی به نوبه خودش کار جذاب و هیجان انگیزی است اما این کار می‌تواند چالش‌برانگیز باشد چون شما باید وبلاگتان را به روز نگهدارید. چالشی که خیلیها با آن دست و پنجه نرم می کنند ام این چالش با برنامه‌ریزی مناسب و انگیزه، به‌راحتی قابل حله د ادامه راهکاریهایی را با هم مرور میکنیم:

1. برنامه‌ریزی منظم:

تقویم محتوا: یک تقویم محتوا ایجاد کنید و موضوعات مختلفی را برای پست‌های آینده خود برنامه‌ریزی کنید. این کار به شما کمک می‌کند تا همیشه ایده‌هایی برای نوشتن داشته باشید و روند کارتان منظم شود.
زمان مشخص: برای نوشتن پست‌های وبلاگ، زمان مشخصی را در روز یا هفته در نظر بگیرید و به آن پایبند باشید.
اهداف کوتاه‌مدت: اهداف کوچکی برای خود تعیین کنید، مثلاً نوشتن یک پست در هفته یا ماه. این کار به شما انگیزه می‌دهد تا به پیشرفت خود ادامه دهید.
2. یافتن الهام بخش:

وبلاگ‌های دیگر: وبلاگ‌های مرتبط با حوزه کاری خود را دنبال کنید و از آن‌ها الهام بگیرید.
کتاب‌ها و مقالات: کتاب‌ها و مقالات مرتبط با نویسندگی و وبلاگ‌نویسی مطالعه کنید.
رویدادهای مرتبط: در رویدادهای مرتبط با وبلاگ‌نویسی شرکت کنید و با افراد دیگر در این حوزه ارتباط برقرار کنید.
3. ایجاد عادت:

مکان ثابت: یک مکان آرام و بدون مزاحمت برای نوشتن انتخاب کنید.
روتین: یک روتین مشخص برای نوشتن ایجاد کنید و به آن پایبند باشید.
جوایز کوچک: برای خود پاداش‌هایی در نظر بگیرید تا به شما انگیزه دهد.
4. ارتباط با مخاطبان:

پاسخ به کامنت‌ها: به کامنت‌های خوانندگان پاسخ دهید و با آن‌ها تعامل داشته باشید.
شبکه‌های اجتماعی: از شبکه‌های اجتماعی برای تبلیغ پست‌های خود و ارتباط با مخاطبان استفاده کنید. از بازنشر مطالبتون در کوثرنت غافل نباشید.
گروه‌های آنلاین: در گروه‌های مرتبط با وبلاگ‌نویسی شرکت کنید و با سایر وبلاگ‌نویسان تبادل نظر کنید.
5. تنوع در محتوا:

قالب‌های مختلف: از قالب‌های مختلف برای نوشتن پست‌های خود استفاده کنید (مثلاً پست‌های آموزشی، مصاحبه، نقد و بررسی).
موضوعات متنوع: در مورد موضوعات مختلف بنویسید تا مخاطبان شما خسته نشوند.
استفاده از تصاویر و ویدئو: از تصاویر و ویدئو برای جذاب‌تر کردن پست‌های خود استفاده کنید.
6. مراقبت از خود:

استراحت کافی: خواب کافی داشته باشید و به بدن خود استراحت دهید.
تغذیه سالم: تغذیه سالم به شما انرژی می‌دهد تا بتوانید به فعالیت‌های خود ادامه دهید.
ورزش: ورزش به شما کمک می‌کند تا استرس خود را کاهش دهید و تمرکز کنید.
نکات اضافی:

از شکست نترسید: همه ما گاهی اوقات احساس بی‌انگیزگی می‌کنیم، اما مهم این است که به تلاش خود ادامه دهیم.
به انتقادات سازنده توجه کنید: انتقادات سازنده را به عنوان فرصتی برای بهبود خود در نظر بگیرید.
از ابزارهای کمک کننده استفاده کنید: از ابزارهای مختلف برای مدیریت وبلاگ و افزایش بهره‌وری خود استفاده کنید.
در نهایت، مهم‌ترین نکته این است که به وبلاگ‌نویسی به عنوان یک سرگرمی و علاقه‌مندی نگاه کنید. اگر به آن علاقه‌مند هستید، به طور طبیعی به آن ادامه خواهید داد.

موفق باشید

آموزش ساخت استیکر برای ایتا

در روزهای عرفه و عیدقربان به سر می‌بریم. کمی دیگر عید غدیر و بعد ایام محرم و صفر را در پیش داریم.
اگر از آن دسته از افراد باشید که برای خودتان رسانه‌ای دارید و محتوا تولید و منتشر می‌کنید حتما سر و کارتان به کانال‌داری در ایتا افتاده و حتما ضرورت استفاده از استیکرهای شخصی‌سازی شده‌ی خودتان را احساس کردید.

ساخت استیکر برای ایتا کار راحتی است. کافی است برنامه‌ی متن نگار را روی گوشی خود نصب کنید. همچنین می‌توانید این اپلیکیشن را از لینک زیر دانلود کنید.

https://matnnegar.ir/landing

عکس مورد نظر خود را در این برنامه باز کنید. متن دلخواه را نوشته و تغییرات بصری مورد نیاز را اعمال نمایید.

تا اینجای کار، نکته‌ی خاصی وجود نداشت. نکته ی اصلی از اینجا به بعد به کارتان می‌آید.

وقتی نوبت به ذخیره‌ی عکس رسید، تیک ذخیره با کیفیت بالا و دکمه‌ی 1x را بزنید و بعد عکس خود را با فرمت WEBP ذخیره نمایید.

حالا وارد گالری گوشی خود بشوید و عکس مورد نظر را انتخاب و در یک حساب ایتا مشترک کنید. استیکر شما آماده است.

توجه داشته باشید که اگر در ساخت استیکرتان از عکس‌های بدون زمینه استفاده کرده‌اید آن را مستقیما از سنجاق ایتا ارسال نکنید تا به عنوان عکسی پس زمینه دار ارسال نشود.

آموزش هدف‌گذاری به شیوه SMART

ورود به سال جدید فرصت مناسبی است که ما بنشینیم و با خودمان خلوت کنیم. بفهمیم از خودمان و زندگیمان چه می‌خواهیم و قرار است به کدام سمت حرکت کنیم؟

برای این منظور بهتر است بدانیم چه اهدافی در زندگی داریم و می‌خواهیم این بلیت یک بار مصرف عمر را صرف چه چیزی کنیم؟

 

 

یکی از بهترین راه‌ها برای برخورداری از یک هدف‌گذاری خوب و اصولی استفاده از هدف‌گذاری به شیوه‌ی SMART است. ممکن است از خودتان بپرسید که استفاده از یک شیوه‌ی خاص برای هدف‌گذاری چه ضروری دارد وقتی من می‌دانم مثلا هدفم این است که در رشته‌ی تحصیلی‌ام دکترا بگیرم و 6 تا بچه هم بزرگ کنم؟
در پاسخ می‌خواهم تمام اوقاتی را به شما یادآوری کنم که به گذشته و آروزهای بزرگی که در سر داشته‌اید فکر کردید. بعد آهی از سر حسرت کشیده‌اید و با خودتان گفته‌اید که احتمالا زندگی با شما سر سازگاری نداشته که به هیچ‌کدام از آرزوهایتان نرسیده‌اید.

SMART حروف اختصاری برای 5 کلمه است که عناصر یک هدف درست هستند.

S: specific

به معنی مشخص، روشن و واضح است.

یک هدف خوب هدفی است که با جزییات کامل برای شما مشخص باشد. مثلا اگر هدفتان این است که خانه بخرید باید بدانید که این خانه قرار است در کدام منطقه از شهر باشد؟ ویلایی باشد یا آپارتمانی؟ چند اتاق خواب داشته باشد؟ و ویژگی‌هایی از این دست برای شما روشن باشد.

 

M: measurable

به معنی قابل اندازه‌گیری بودن است.

یک هدف خوب هدفی است که شما بتوانید آن را با استفاده از اعداد و ارقام اندازه‌گیری کنید. مثلا اگر هدفتان این است که زبانتان خوب شود شما در واقع هدف‌گذاری نکرده‌آید بلکه رویا بافته‌اید. زبان خوب برای کسی که تا به حال زبان نخوانده یک معنی دارد و برای کسی که سطح زبان متوسطی دارد معنای دیگری دارد. اگر به خودتان بگویید که می‌خواهید یک سطح را تمام کنید یا 500 کلمه جدید یاد بگیرید شما یک هدف قابل اندازه‌گیری دارید.

 

A: attainable

به معنی دست‌‌یافتنی و باورپذیر بودن است.

به عقیده‌ی من یکی از مهم‌ترین ویژگی‌هایی که هدف را از رویا متمایز می‌کند همین قابلیت دسترسی به آن است. مثلا ممکن است شما توی دفتر خود بنویسید که تا آخر سال می‌خواهید برای خودتان یک خانه ویلایی روی کره‌ی ماه بخرید!

 

R: realistic

هدف شما باید واقع‌گرایانه باشد.

اگر شما از خودتان بخواهید که تا سه ماه آینده یک زبان جدید را از صفر شروع کنید و به سطح عالی برسانید به طوری که بتوانید همان زبان را تدریس کنید شما واقع‌گرایی به خرج نداده‌اید.

 

T: timely/time bound

هدف شما باید زمان‌مند باشد.

مثلا به به خودتان نگویید روزی روزگاری خانه‌ی ایده‌آلتان را می‌خرید و اگر یک روز تا پایان عمرتان باقی مانده باشد حتما زبان مورد علاقه‌تان را می‌آموزید.

 

با استفاده از شیوه SMART هدف‌گذاری کنید و تفاوت را در عملکرد روزانه‌ی خود به وضوح ببینید.

 

 

 

6 راه حل برای ایجاد زمان‌های سیاه و سفید و افزایش بهره‌وری

تا حالا شده احساس کنید خیلی خسته هستید اما هرچه فکر می‌کنید ببینید کار زیادی انجام نداده‌اید؟

برمی‌گردید و به روزی که گذرانده‌اید نگاه می‌کنید؛ می‌بینید در طول روز زمان‌های منقطع و شاید حتی کوتاهی مشغول کار بوده‌اید و میان کارهایتان زمان‌های زیادی را استراحت کرده‌اید. اما وقتی به ذخیره‌ی ته کشیده‌ی انرژیتان فکر می‌کنید انگار از صبح تا حالا کوه کنده‌اید و دیگر هیچ توش و توانی ته جانتان باقی نمانده. لابد برایتان سوال می‌شود که چه اتفاقی افتاد؟ آن همه نشاط و انرژی سر صبح دود شد و به کجا رفت و خرج چه کاری شد که بازخورد و نتیجه‌ای از آن به چشم نمی‌آید؟

احتمالا شما همه‌ی توان و انرژی خود را در باتلاق زمان‌های خاکستری صرف کرده‌اید.
یکی از اصول مهم برای رسیدن به بهره‌وری بالا و استفاده از حداکثر ظرفیت روحی و جسمی برای ما این است که بتوانیم این توان را در خودمان به وجود آوریم که زمان‌های سیاه و سفیدمان را به طور کامل از یکدیگر جدا کنیم و با کمرنگ کردن مرزهای کار و استراحت از اوقاتمان زمان خاکستری نسازیم.

1. وقتی مشغول کار هستید، فقط کار کنید. صدای گوشی خود را ببندید تا صدای اعلام‌ پیام‌ها و تماس‌های تلفنی تمرکز شما را از روی کارتان منحرف نکند.

2. اگر در خانه مشغول کار هستید از اعضای خانواده بخواهید در آن دقایقی که مشغول کار هستید با شما گفتگو نکنند و از شما چیزی نخواهند.

3. اگر بچه‌ی کوچکی دارید که صبر کردن برای شما در بازه‌های زمانی بلند مدت برایش سخت است، زمان‌های سیاه خود را به بازه‌های کوچک نیم ساعته تقسیم کنید.

4. روبه‌روی تلوزیون مشغول کار نشوید.

5. اگر با لپ‌تاب کار می‌کنید هم‌زمان با کارتان وب‌گردی نکنید.

6. و در نهایت وقتی مشغول استراحت می‌شوید برای خود یک زمان کاملا سفید خلق کنید:

ذهنتان را از گره‌ آخری که در پروژه‌ی کاریتان افتاده خالی کنید.

پیام‌ها و تماس‌های کاری را چک نکنید.

برای ادامه‌ی کار، برنامه‌ریزی ذهنی نکنید.

 

در این صورت خواهید دید که چقدر سطح بهره‌وریتان بالا می‌رود و چطور از اوقات استراحتتان لذت می‌برید و با یک انرژی فوق‌العاده به کار برمی‌گردید.

اصطحکاک یا اصطکاک؟ مسئله این است.

 

 

وقتی درسطح وب می‌چرخیم یا حتی با دوستانمان صحبت می‌کنیم کلمه‌ی «اصطحکاک» زیاد به گوشمان می‌خورد. گاهی‌وقت‌ها گوینده اگر بخواهد شدت درگیری را نشان دهد بیشتر بر حرف «ح» تاکید می‌کند.

خوب است بدانیم املاء درست این کلمه «اصطکاک» است و در ساختار خود «ح» ندارد. هرچند که شدت عمل بالا باشد یا ما بخواهیم تاکید بسیار زیادی بر آن داشته باشیم.

اصطکاک یا اصطحکاک