
هر چیزی را ننویسیم!

گاهی وقتی تصمیم میگیریم وبلاگمان را فعال نگه داریم، گرفتار یک اشتباه میشویم: فقط میخواهیم چیزی منتشر کرده باشیم. هرچه به ذهنمان میرسد، مینویسیم و منتشر میکنیم؛ فقط برای اینکه فاصلهای بین دو نوشته نیفتد. اما وبلاگ خوب، لزوماً وبلاگی نیست که بیشتر مینویسد. وبلاگ خوب، وبلاگی است که چیز ارزشمندی برای خواندن دارد. قبل از نوشتن، یک سؤال بپرسیم وقتی موضوعی به ذهنمان رسید، قبل از اینکه سراغ نوشتن برویم، از خودمان بپرسیم:
«این نوشته چه چیزی به خواننده اضافه میکند؟»
اگر قرار است فقط حرفهایی را تکرار کنیم که مخاطب بارها شنیده، شاید بهتر باشد کمی بیشتر فکر کنیم.
اما اگر میتوانیم تجربهای را تعریف کنیم، مسئلهای را توضیح بدهیم، راهحلی پیشنهاد کنیم یا نگاه تازهای به یک موضوع داشته باشیم، احتمالاً موضوع ارزش نوشتن دارد.
از زندگی خودمان موضوع پیدا کنیم. لازم نیست همیشه دنبال موضوعات عجیب و خاص بگردیم. گاهی بهترین موضوعات همین اطراف ما هستند:
چیزی که امروز یاد گرفتهایم.
اشتباهی که تجربه کردهایم.
کتابی که خواندهایم.
سؤالی که مدتی ذهنمان را مشغول کرده.
تجربهای که فکر میکنیم دیگران هم ممکن است داشته باشند.
حتی یک اتفاق ساده روزمره میتواند تبدیل به یک نوشته خوب شود؛ اگر چیزی برای گفتن درباره آن داشته باشیم.
هر چیزی ارزش نوشتن ندارد. اینکه یک موضوع برای ما جالب است، لزوماً به این معنی نیست که برای خواننده هم جذاب خواهد بود. قبل از انتشار، یک بار نوشته را از نگاه مخاطب بخوانیم و بپرسیم:
«اگر من خواننده این وبلاگ بودم، چرا باید این نوشته را بخوانم؟»
اگر جواب خوبی برای این سؤال نداریم، شاید هنوز وقت انتشار نرسیده باشد.
گاهی باید موضوع را تغییر دهیم، گاهی زاویه نگاه را، و گاهی هم شجاعت داشته باشیم و بگوییم:
«این یکی را اصلاً منتشر نمیکنم.» چون نوشتن فقط به معنی بیشتر نوشتن نیست.
گاهی یعنی یاد بگیریم چه چیزی ارزش نوشتن دارد.