
پاسخ پرسش های ارسال شده تان را از بخش « پیام ها » بخوانید
یکشنبه 94/03/10
یکی از قسمت های جدید افزوده شده به سامانه (ویژه اعضا سایت) که قبلا هم توضیح مختصری داده شد، بخش «پیام ها» می باشد.
وقتی شما بر روی «تماس با مدیر» یک وبلاگ کلیک کرده و پیام خود را از آن طریق برای نویسنده آن وبلاگ ارسال می نمائید ، در واقع پرسش شما برای اطلاع رسانی به آن مدیر ، وارد بخش پیام هایش شده و عددی قرمز رنگ مبنی بر اینکه چند پیام خوانده نشده دارد به شخص مدیر نشان داده می شود :

وقتی شما نیز ،وارد میزکارتان می شوید و در کنار کلمه پیام ها، عددی به رنگ قرمز مشاهده می کنید به این معناست که به تعداد همان عدد ، پیام خوانده نشده دارید. با وارد شدن به باکس پیام ها و کلیک بر روی موضوعات می توانید متن پیام را بخوانید.
بسیاری از پرسش های شما دوستان ، از طریق بخش پیام ها پاسخ داده شده ، که نیاز به مراجعه شما به این قسمت از مدیریت وبلاگتان جهت خواندن پاسخ می باشد. که به دلیل آگاه نبودن ، پاسخ را نخوانده و مجددا سوال خود را مطرح می نمائید …
نکته بسیار مهم در اینجا ، ثبت ایمیل های صحیح در بخش « تنظیمات صفحه شخصی » تان است که اگر شما ایمیل صحیح وارد نموده و روزانه باکس ایمیلتان را چک کنید، از ورود پیام های جدید به وبلاگتان ، و همینطور نظرات وارد شده روی وبلاگ مطلع خواهید شد . آموزش ثبت ایمیل را از اینجا بخوانید.

یک آسیبشناسی: فواید و زیانهای وبلاگنویسی (قسمت دوم)
یکشنبه 94/03/10
اما آیا وبلاگنویسی معایبی هم دارد؟ بله! مثل هر کاری، وبلاگنویسی خالی از مضار نیست. همان طور که ورزش در سطح حرفهای میتواند منجر به مصدومیت شود یا طبابت تمام عیار میتواند تعادل زندگی خصوصی را بر هم بزند، وبلاگنویسی هم مشکلاتی در بر دارد.
من این آسیبها و مشکلات را با توجه به جو ایران فهرست کردهام و نگاهی بومیشده داشتهام:
...
۱- خطر درک نشدن و سرخوردگی: شما ممکن است ماهها مطالب خوب بنویسید، اما هیچ کس متوجه مطالب خوب شما نشود.
باید بگویم که خود من برای چهره کردن وبلاگم، ماهها و سالها تلاش کردم و به جرأت میتوانم بگویم که در این راه بسیار عرق ریختهام.
خود من در ماهها اول وبلاگنویسی شاهد بودم که چطور تعداد قابل توجهی از وبلاگنویسیها مطرح نسل اول، هیچ توجهی به مطالبم نمیکنند و با لینکی حمایتم نمیکنند.
اما من تاب آوردم و به تدریج سبکی موفق برای وبلاگنویسی را کشف کردم. یاد گرفتم که در آن واحد برای عوام و خواص بنویسم و هر روز پستهایی مناسب برای همه که جنبه سرگرمکنندگی بیشتری داشته باشند، منتشر کنم و در عین حال در لابلای آنها، پستهای خاصتر مورد علاقه خودم را هم درج کنم.
راستش حرکت در بین این دو، چندان کار سادهای نیست. از آنجا که طیف مطالب پوشش شده شده در «یک پزشک» وسیع است، کار من نسبت به وبلاگهایی که تنها در مورد فناوری مینویسند، بسیار دشوارتر است. این را هم در نظر بگیرید که سیر در این مسیرهای جدا، باعث نوعی آشفتگی ذهنی هم میتوتند باشد.
در هر صورت میخواهم بگویم که وقتی وبلاگی را شروع میکنید، باید بدانید که یک برنامه چندساله را باید مد نظر داشته باشید. بنابراین باید همه انرژی ذهنی و عاطفی خودتان را همان ابتدای کار خرج نکنید. یک بودجهبندی زمانی خوب داشته باشید، راهکارهای افزایش بازدیدکننده را بشناسید، وارد جریان هرزهنویسی و کپی پیست نشوید و آهسته و پیوسته به سمت هدفتان حرکت کنید.
۲- کاهش وقت برای تفریحات: وبلاگنویسی وقت میخواهد و اگر شما نتوانید وقتتان رامدیریت کنید، میبینید که از آنجا وقت آزاد خودتان را روی نوشتن گذاشتهاید، دیگر وقتی برای ورزش، فیلم دیدن و کتاب کاغذی خواندن ندارید.
ادامه چنین روندی، سلامت جسمی شما را کم میکند و چه بدون مطالعه و فیلم دیدن، دیگر کسی نمیتواند بهروز است، به تدریج از نظر محتوایی در وبلاگنویسی افت میکنید.
همین جا داخل پرانتز بگویم که بدون مطالعه کتاب، اصولا هیچ کسی نمیتواند وبلاگنویس سطح بالایی شود. برخیها گمان میکنند که مثلا چون فقط در مورد فناوری مینویسند، لازم نیست رمان ادبی کلاسیک بخوانند. در صورتی که مطالعه به صورت مستقیم و غیرمستقیم، وبلاگنویسی را بهبود میبخشد. اثر مستقیم مطالعه روی وبنویسی این است که مهارتهای نوشتاری و دایره واژگان شما افزایش پیدا میکند. اثر غیرمستقیم اما مهمتر مطالعه روی وبنویسی این است که از نظر عاطفی رشد پیدا میکنید، سلولهای مغزتان فعالتر میشوند و زودتر الهام میگیرید و سوژهها را شکار میکنید.
در هر صورت، شما باید آدم زرنگی باشید، وقتتان را مدیریت کنید و هیچگاه ورزش و کتاب را کنار نگذارید.
۳- وبلاگنویسی کاری پرخطر است: شما اگر کارتان انتشار چند صد پست در سال باشد، به احتمال زیاد دستکم در چند پست خواسته و یا ناخواسته، از خطوط قرمز رسمی یا غیررسمی عبور میکنید یا ممکن است باعث رنجش شخصی شوید. بنابراین محتمل است که شکایتی از شما بشود و بدتر از آن اتهاماتی جدی متوجه شما بشود.
این خود شما هستید که میتوانید با تیزهوشی از این خطر اجتناب کنید و خب اگر آدم بیپروایی هستید و میخواهید هر چه دوست دارید، بنویسید، باید عوارضاش را هم به جان بخرید!
۴- وبلاگنویسی و اصولا بیشتر دانستن، مساوی است با حس غربت بیشتر در ازدحام جمعیت:
خب، این اصلا محدود به وبنویسی نیست و شما اگر وارد هر روند دانشافزا اعم از تحصیل در سطوح بالا، کتابخوانی هم بشوید، باز هم دچار این مشکل میشوید.
به ناگاه بعد از چند سال میبینید که نمیتوانید در محیط غیرآنلاین، همفکری برای خود پیدا کنید، به محص اینکه با دوستی همصحبت میشوید و مثلا در مورد رویداد سیاسی و فرهنگی روز صحبت میکنید، میبینید که دوست شما سطح دانش پایین و منطق استدلالی ضعیف دارد و اصلا حوصله نمیکنید که همه چیز را برایش توضیح بدهید، به ناچار سمت گفتگو را به سمت شوخیها و مطالب سطحی، تغییر میدهید و همین باعث نارضایی و افسردگی شما میشود.
۵- در حین وبلاگنویسی با بیوفایی و حتی خیانت روبرو میشوید:
این یکی دیگر شاید برایتان عجیب باشد، اما خب وبلاگنویسهای حرفهای با این جنبه هم آشنا هستند.
مثلا ممکن است بعد از نوشتن دهها پست خوب، زمانی که به خاطر مشکلات شخصی، یک پست با کیفیت بد منتشر کردهاید یا استدلالی اشتباه و تکانهای را در نوشتهای آوردهاید، ناگهان صدها نفر به شما حمله کنند و با کامنتهایی شما را برنجانند.
البته وبلاگنویسهای حرفهای غالبا پوستکلفتتر از این حرفها هستند، اما گاهی واقعا این مسئله آزاردهنده میشود.
از سوی دیگر ممکن است، افراد تأثیرگذاری در محیط آنلاین پیدا بشوند که به هر دلیل از شما خوششان نیاید، آنها در وقت ضرورت تنهایتان میگذارند و به سمت وبنویسهای دیگر تغییر جهت میگذارند و شما را با مشکلات خودتان تنها میگذارند.
۶- اشتباهات راهبردی در مدیریت رسانهای:
شما ممکن است شتابزده، برآورد کنید که مثلا در سال سوم به درآمد ماهانه چند میلیونی میرسید. بنابراین قبل از تحقق این درآمد، دو سه نویسنده دائم میگیرید و بعد متوجه میشوید که نمیتوانید حقالتحریر آنها را بپردازید!
مثال دیگر: شما ممکن است برای توسعه سایت خود نیاز به همکاری نیروهای فنی برای طراحی یا کدنویسی داشته باشید، همه چیز را پیشبینی کنید، اما متأسفانه در انتخاب خود اشتباه کرده باشید و با آدمهای مواجه بشوید که اصولا هیچ تعهدی برای کار شما ندارند و شما را مرتب سر بدوانند و همه برنامههای توسعهای شما را به هم بزنند و حتی وبلاگ شما را به زمین بزنند.
تجربه شخصی من این است که بدون قرارداد محکم و الزامآور، هیچ پروژهای را به فرد یا شرکتی واگذار نکنید. به هیچ دوست آنلاینی هم ذرهای اعتماد نکنید!
۷- دوستان نزدیک شما ممکن است از شهرت و موفقیتهای شما خوششان نیاید:
شاید این مسئله در ایران بیشتر مشاهده شود. شما ممکن است آدم نیکنهادی باشید و تصور کنید که ظاهر و باطن دوستهایتان یکسان است، اما ناگهان درمییابید که بهترین مطالبتان که به خاطر آنها مورد تحسین جامعه آنلاین قرار گرفتهاید، با تمسخر پنهان بیجای دوستان آفلاین شما روبرو میشود. شما انتظار تأیید و همراهی و همکاری دوستانتان را دارید، اما دوستان شما اگر بتوانند، دوست دارند، کار موفق شما را منکر شوند.
از سوی دیگر، شهرت شما در محیط آنلاین ممکن است مزاحم شما در محیط کار شود. مثلا دوستان شما به جای اینکه در مورد کار با شما صحبت کنند، بیدرنگ در مورد آخرین نوشتهای که منتشر کردهاید، با شما صحبت کنند. شما ممکن است آدمی حرفهای در محیط کار باشید و اصلا دوست نداشته باشید که وارد بحثهای جانبی با این دوستان بشوید.
۸- اشتباه در خودشناسی:
همه که یکسان نیستند. شما ممکن است اصلا شناخت درستی از ذات و شخصیت خود نداشته باشید، مثلا در حالی که در ابتدا تصور میکردهاید که آدمی هستید شیفته دانش و ادبیات، در عمل آدمی هستید که هست و نیست شما در پول خلاصه میشود.
بنابراین به خاطر همین اشتباه درگیر کاری میشوید که پول قابل توجهی در بر ندارد و بعد از دو سه سال متوجه میشوید که از کردهتان پشیمان شدهاید!
مثال دیگر: شما آدمی هستید به شدت احساساتی و درونگرا و محتاج تأیید دیگران، بنابراین وقتی با بیاعتنایی یا انتقاد دیگران در مورد نوشتهتان مواجه میشوید، طبع نازک شما، تاب این جفاها را نمیآورد و به هم میریزید و اصلا وبلاگتان را پاک میکنید.
مثال سوم: شما اصلا آدم زایندهای از نظر فکری نیستید و استعداد نوشتن ندارید. همان گونه که نمیشود از یک ورزشکار وزنهبردار یک ژیمناست حرفهای ساخت، شما هم هر چه تلاش کنید و به این در و آن در بزنید، در نهایت میبینید که نوشتههایتان عادی و سطحی هستند و کسی به آنها توجه نشان نمیدهد. همه لازم نیست، وبلاگنویس شوند یا دستکم وبلاگنویس حرفهای شوند!
۹- افسرده شدن به خاطر موجود نبودن ابزارها:
میخواهید پست بنویسید، اما میبینید که اینترنت سریع ندارید یا اینکه وارد هر سایتی میشوید، مشمول فیل..رینگ قرار گرفته است. آپلود هر عکس، مدت زیادی طول میکشد و کلا احساس میکنید که بابت هر دقیقه نوشتن باید چهار پنج دقیقه را تلف کنید!
میخواهید پست بنویسید، اما بدون ابزارهایی مثل یک تبلت خوب، واقعا نمیشود این روزها در سطح حرفهای به صورت سریع به مطالب دسترسی داشت و سوژه جمعآوری کرد.
میخواهید پست بنویسید، اما میبینید که پولش را ندارید و در شرایطی که روزانه هشت ساعت کار میکنید و مدتی را صرف جابجاییهای درونشهری میکنید، عملا انرژیای برایتان باقی نمیماند.
۱۰- ناتوانی در تغییر دادن بینش و ذهنیات مردم و تأثیرگذاری
برای بعضی وبلاگنویسی موفق یعنی اینکه بتوانند، جماعتی را متفکرتر و ژرفاندیشتر کنند. اما وقتی بهترین پستها شما به هیچ انگاشته میشود و پستهایی که برای خالی نبودن عریضه، گذاشتهاید، با استقبال روبرو شود، ناخواسته مردم روند کاری و ذهنی شما را تغییر میدهند.
ناگهان به خود میآیید و میبینید که تبدیل به یک وبنویس عاید شدهاید که برای هیت مینویسد و نمیتواند خود را از این گرداب نجات بدهد.
۱۱- شما و ذهنتان از سوی جریانهایی ربوده میشوید
بهترین نوع وبنویسی، وبنویسی مستقل است. چه نیکوست که شما استغنا بجویید و ز هر چه رنگ تعلق پذیرد، آزاد باشید. شما باید باهوش باشید و از نظر مالی با جذب آگهیهای کوچک، استقلال مالی خود را حفظ کنید.
هیچگاه به خاطر شهرت یا پیمودن چند پله با یک گام، به صورت تصنعی جریانی را تأیید نکنید. قلم و کیبورد شما حرمت دارد و شما نباید این توانایی خداداد خودتان را در پای کسانی خرج کنید، که در درون به آنها تعلق خاطری ندارید.
پس همان طور که میبینید که وبلاگنویسی در سطح حرفهای آن، اصلا کار سادهای نیست. انبوهی از مشکلات و موانع و دامها و نامرادیها در این راه وجود دارد.
اما اگر بتوانید همه این راه پرخطر را طی کنید، باید به شما تبریک گفت، شما با کسب این مهارتها و تجارب، در واقع یک رسانه برای خود ساختهاید و از نظر اجتماعی هم دارای ویژگیهای شدهاید که شما را برای مدیریت و رهبری، آماده میکند.
پس اگر در خودتان این شهامت و جسارت را حس میکنید، درنگ نکنید، هماینک شروع کنید تا بعد از چند سال میوه و محصول آن را برداشت کنید!
مطلب مرتبط:

یک آسیبشناسی: فواید و زیانهای وبلاگنویسی (قسمت اول)
شنبه 94/03/09
معمولا تا صحبت از وبلاگنویسی میشود، آدمهایی پیدا میشوند که این سؤال را مطرح میکنند: «که چه بشود؟»
بسیاری از این افراد شناخت درستی از وبلاگنویسی ندارند و تصور میکنند وبلاگنویسی محدود به پستهای کوتاه شاعرانه و عاشقانه و نقل جسته گریخته خاطرات میشود.
معدود افرادی هم که میدانند وبلاگنویسی چه جایگاهی دارد، بهانه میکنند که وبلاگنویسی وقت و انرژی فوقالعادهای میخواهد، در صورتی که این روزها را همین افراد را میبینیم که ساعتها در محیط وایبر مشغول گفتگوهای غالبا بیهوده و وقتگیر میشوند.
اما در این پست میخواهیم با هم بررسی کنیم که وبلاگنویسی چه فواید و یا آسیبهایی میتواند داشته باشد.
در این نوشته منظور ما از وبلاگنویسی یک جریان مستمر، پایدار و هدفدار است که منجر به تولید محتوا، بیان کردن نظرات و نقدهای عمیق، ترجمه و پدید آوردن مطالب خوب علمی باشد. به عبارتی ما وبلاگنویسی حرفهای و نه وبلاگنویسی تفننی را مد نظر داریم.
...
فواید وبلاگنویسی
۱- شما میتوانید تبدیل به یک برند شخصی شوید: در صورتی که چند سالی کار کنید و مدام مطالب سطح بالا تولید کنید، تبدیل به یک برند خواهید شد، طوری که نظر شما برای مردم مهم میشود و مردم دوست دارند، در مورد همه رویدادها و پدیدهها نظر و دیدگاه شما را بدانند.
۲- شبکه شدن با افراد ارزشمند: معمولا ما در زندگی عادی، خیلی کم پیش میآید که دوستانی با نظرها و دیدگاهها و اهداف نزدیک پیدا کنیم. افرادی که دوست ما در دنیای فیزیکی هستند، خیلی وقتها فرسنگها با ایدهآلهای ما فاصله دارند و با علایق ما بیگانهاند.
اما بعد از مدتی وبلاگنویسی، در روندی آهسته، شما به تدریج کسانی را پیدا میکنید که از نظر فکری به شما نزدیک هستند.
اصلا نیاز نیست که تعداد این افراد بیشتر باشد، کافی است که ده نفر از چنین دوستانی داشته باشید، تا دیگر حس غربت نکنید.
۳- تکامل شخصی: وبلاگنویسی به معنی واقعی کلمه میتواند از شما آدم بهتری بسازد. اگر شما پستهای محققانه و نه پستهای سطحی بنویسید، به تدریج یاد میگیرید که در مورد هر چیزی به صورت ژرف اندیشه کنید، تحقیق کنید، فکتها را کنار هم بچینید. به تدریج یاد خواهید گرفت که همین ویژگی را وارد زندگی خود هم بکنید و آدمی تکانهای نباشید.
۴- خودشناسی: با وبلاگنویسی به تدریج شما با اهداف و امیال مخفی و واقعی خود آشنا میشوید.
در حین نوشتن پستها، شما به تدریج سیری در «هرمهای نیازهای فردی» میکنید، به خودشکوفایی میرسید و به آنجا میرسید که ایجاد دنیایی بهتر برای همه، هدف غائیتان میشود.
۵- شهرت و افتخار: اما یک چیز خوب و شاید هم مزاحم در وبلاگنویسی رسیدن به شهرت و افتخار است، شماری از ما این مطلب را دوست داریم، بعضی از ما هم نه.
۶- پول: البته برای رسیدن به پول شما باید مهارتها و تواناییهای زیادی کسب کنید و بدانید که چطور باید بازاریابی کنید و با توجه به جو ایران، چطور امور مالی را بومی کنید.
در ایران تعداد وبلاگنویسهایی که از این محل، صاحب درآمد جانبی میشوند، بسیار انگشتشمار است.
۷- اعتماد به نفس: آدمی خجول و درونگرا هستید؟! وبلاگنویسی میتواند به تدریج باعث اعتماد به نفس شما شود. وقتی پستهای شما و اندیشه ارزشمند پنهان شما، به تدریج از سوی انبوهی از خوانندهها کشف شود، شما به ناگاه متوجه میشوید که یک آدم حاشیهای بیارزش نیستید، بلکه برعکس میتوانید افکار عمومی را هم جهت بدهید.
۸- توانایی کنترل احساسات و عواطف: با وبلاگنویسی به تدریج یاد میگیرید و تجربه پیدا میکنید که نوشتن پستهای تکانهای و اظهار نظرهای شتابزده، با عکسالعمل منفی خوانندهها روبرو میشود.
بنابراین یاد میگیرید که به جای سیاه و سفید دیدن، خاکستری ببینید و از منظرهای مختلف به پدیدهها و رویدادها نگاه کنید، خودتان را به جای افراد مختلف بگذارید و منصف باشید و در بعضی از موارد هم «مصلحتگرا» باشید و با اظهار نظرهای دپلماتیک، از کنار چیزهایی که نمیشود در مورد آنها به وضوح صحبت کرد، بگذرید!
۹- متفاوت باشید: میخواهید به جای سر کردن در فیسبوک و وایبر کار ارزشمندی انجام بدهید؟ وبلاگ بنویسید!
۱۰- مدیریت زمان: شرط وبلاگنویسی منظم آن است که بتوانید مدیریت زمانی خوبی داشته باشید، اوقات مرده خود را به حداقل برسانید و در ساعاتی که آنلاین هستید به جای وبگردی بیبرنامه، متمرکز باشید.
۱۱- دانشمند و فرزانه و سخنور شوید: لازمه وبلاگنویسی موفق آن است که برای نوشتن هر پست به منابع مختلف سر بزنید، آنها را با دقت بخوانید، نتیجهگیری کنید. برای وبلاگنویسی باید دانش زبان انگلیسی خوبی داشته باشید و درک مطلبتان را هم توقیت کنید.
شما باید مهارتهای نوشتاری خود را ارتقا بدهید و دایره واژگان خود را توسعه بدهید و تمرین مرتب همه این کارها در قالب وبلاگنویسی، شما را آدمی حکیم و البته فرزانه میکند.
شما علاوه بر اینکه منبعی از دیتاهای خوب میشوید، توانایی استدلال و بحث و مناظره پیدا میکنید. میتوانید از زوایایی بدیع به رویدادها نگاه کنید و در مهمانیها و جلسات، چشمها را خیره کنید!
ادامه در قسمت دوم :آسیبهای وبلاگنویسی
منبع : یک پزشک

پرسش متدوال - امکانات ورد در ارسال مطلب جدید
جمعه 94/03/08
پرسش :وقتی وارد قسمت ارسال مطلب جدید میشم صفحه ای که امکانات ورد داره باز نمیشه. لطفا راهنمایی فرمایید. - عدم مشاهده نوار ابزار ویرایش متن-
پاسخ: صفحه ارسال مطلب جدیدهمانطور که اشاره فرمودند یک نوار ابزار ویرایش و فرمت متن دارد که اگر شما در حالت درج HTML قرارگرفته باشید ، این نوار ابزار برای شما نمایش داده نمی شود.
برای خارج شدن از حالت HTML کافیست دکمه WYSIWYG در صفحه ارسال مطلب جدید را یکبار کلیک کنید.

آخرین بروزرسانی: 17 بهمن 1395

چطور میتوانم عضو گروه طلبه آنلاین شوم؟
پنجشنبه 94/03/07


چگونه محتواهای تأثیرگذار در اینترنت بنویسیم؟
سه شنبه 94/03/05
در شرایطی که نویسندگان و وبلاگنویسهای بزرگ، برای پیدا کردن مسیرشان، سالها تقلا میکردهاند، ارائه یک شیوه و یا نسخه معجزهآسا که بتوانید با پیروی از آن، ناگهان به یک وبلاگنویس و محتواساز «تأثیرگذار» تبدیل شوید، کودکانه مینماید.
بعضیها تصور میکنند که نوشتن در محیط اینترنت ساده است، این اشخاص چند دسته هستند:
...
الف- دستهای از اینها اصولا از اینترنت جز برای سرگرم شدن یا کنجکاوی در پروفایلهای دوستان خود در فیسبوک استفاده نمیکنند، اینها را میتوانیم جماعت «فست فودی» بنامیم که به اینگونه کاربری سهل و ساده و بیدغدغه و سرخوشانه خو کردهاند و از آنجا که آنها تفاوتی بین یک محتوای زرد کپیپیست شده با مطلالبی که به دقت انتخاب، ترجمه یا تألیف شدهاند، نمیبینند، کاری وبلاگنویسی یا محتواسازی متعهدانه در شبکههای اجتماعی را بیهوده میدانند.
ب- دسته دوم، قشری هستند که تفاوت مطلب خوب از بد را میشناسند، در بین آنها حتی خورههای کتاب و افرادی تحصیلکرده هم پیدا میشود. اما آنها شخصا دست به قلم نبردهاند و نمیدانند که اداره کردن یک سایت چه مشکلاتی دارد.
بعضی از افراد این دسته آنقدر به خواندن مطالب نشریههای کاغذی عادت کردهاند که نمیدانند، وبلاگنویسی برای خود تکنیکهای متفاوتی دارد. یک مطلب فاخر ادبی در یک نشریه ادبی خوب، لزوما یک مطلب وبلاگی جذاب نخواهد بود و باید بسیار ویرایش شود تا بتواند روی مخاطبان عجول وبی که مطالب را بیشتر اسکن میکنند تا مطالعه، تأثیر بگذارد.
ج- دستهای هم هستند که میتوانیم آنها را جماعت خودخواه و از خود راضی وب بدانیم. آنها میخواهند وبلاگها و وبسایتها همیشه مطابق تمایلشان مطلب بنویسند، اگر مطالب هنری و ادبی دوست داشته باشند، به نشر مطالب آیتی اعتراض میکنند و اگر طرفدار یک برند خاص باشند به بازتاب اخبار برند دیگر اعتراض میکنند.
با این مقدمه میرسیم به مطلب اصلی این پست، در زندگی ما افرادی از تیپهای مختلف میبینیم که اهداف مختلفی در سر دارند و فلسفه زندگیشان با هم متفاوت است: برخیها میخواهند به مدارک علمی دست پیدا کنند و از این طریق ثروتمند و مشهور شوند، برخی میخواهند تحصیل کنند تا داناتر شوند و اگر هم از این رهگذر، درآمد خوبی داشت باشند، راضیتر خواهند بود. برخیها میخواهند دیگران را له کنند تا خود را باتلاق جامعه بیرون بکشند، برخیها یک زندگی کسالتبار را ترجیح میدهند، … و در این میان کسانی هم هستند که دوست دارند تأثیر ایجاد کنند و تغییر ایجاد کنند.
در محیط وب هم شخصیتهای همارزی داریم:
- ما کسانی را داریم که تنها میخواهند وبمستر باشند، سرویسی را با کیفیت نصفه و نیمه مدیریت کنند و به درآمدی دست پیدا کنند.
- دستهای دیگر میخواهند کارآفرین باشند و همواره با ابتکارهایی، سرویس خود را بهتر کنند.
- کسانی را هم داریم که دوست دارند نویسنده اینترنتی باشند. اینها هم طیفهای مختلفی دارند: دستهای که میخواهند با نوشتن مطالبی هر چند سطحی و پوستهای لایک بیشتر بخورند و ترافیک سایت خود را بالا ببرند. دستهای که چند صباحی مطالب خوبی مینویسند و زود مأیوس میشوند و صحنه را ترک میکنند و دستهای با پشتکار زیاد که تسلیم نمیشوند و میخواهند با مخاطبشناسی و ایجاد محتواهای تأثیرگذار، مخاطبان خود را به اندیشیدن تشویق کنند و در آنها تغییر ایجاد کنند.
حالا ما در این پست میخواهیم ببینیم که این جماعت آرمانگرای آخری از چه تکنیکهایی میتوانند استفاده کنند تا بتوانند موفقتر باشند.
۱- استفان کینگ:
«هدف از نویسندگی پول درآوردن، مشهور شدن، دوست پیدا کردن یا محبوب شدن نیست. در پایان، آنچه هدف غایی نویسندگی است، غنی کردن زندگی کسانی است که آثارتان را میخوانند و نیز غنی کردن زندگی خودتان است.»

ترفند شماره یک شما باید این باشد که بتوانید خوانندگان خود را به شدت تحت تأثیر قرار بدهید، تلنگری به آنها بزنید و آنها را رخوت درآورید، مطلبی منتشر کنید که هر چند توسط جماعتی اندک درک شود، اما آنقدر مهم باشد که این دسته ماهها و یا سالها شما را فراموش نکنند.
در وب فارسی هم، ما فورومها و سایتهایی داریم که با انتشار خبرهای سطحی، ترافیکی بسیار بیشتر از وبلاگهای خوب دارند.
اما آیا هدف هیت است؟!
جالب است که حتی از دید اقتصادی هم این فورومها و سایتها در طولانیمدت موفق نیستند. چرا؟
الف- گوگل میانهای با این سایتها ندارد و رنک این سایتها عموما پایین است.
ب- مخاطب فقط برای سرگرمی فقط چند ثانیهای در آنها میماند و بعد به کل آنها را فراموش میکند.
ج- میزان کلیک روی آگهی آنها پایین است و حتی اگر میزان کلیک آنها باشد، شاخص مهمتری که «خرید به ازای کلیک» باشد، در آنها پایین است.
این سایتها مثل شهابی میآیند و میروند و هیچ کدام عمری طولانی ندارند.
۲- زمانی که میتوانید حرفی را در قالب عبارات کوتاه بیان کنید، از عبارات طولانی استفاده نکنید.
این حرف را جورج اورول گفته است.

سرراست حرف بزنید، لقمه را دور سر نچرخانید، تا جایی که میتوانید ساده و پیراسته مطالبتان را ذکر کنید.
۳- در مورد آنچه که در آن تخصص و مهارت دارید، بنویسید.
هیچ کس به اندازه خودتان با مهارتها و دانش خودتان آشنا نیست.
متأسفانه مشکل وبلاگستان ما این است که همه با دیدن موفقیت چند سایت آیتی تصور میکنند که برای موفق شدن باید در مورد آیتی نوشت.
اما باور کنید که سوژههای زیادی برای موفق شدن به غیر از آی تی وجود دارند، مشکل این است که خیلیها استعداد لازم برای نوشتن مطالب خودشان ندارند.
هنوز هم در وبلاگستان ما جای سایت یا وبلاگی که گردانندگان آن عاشق فوتبالهای خارجی باشند و با تحلیلهای عالی به صورت چندرسانهای در مورد فوتبال بنویسند خالی است. به همین ترتیب ما کمتر وبلاگی با محتوای تاریخ یا علوم پایهای مثل فیزیک یا شیمی داریم.
در صورتی که من به عنوان یک آدم غیرمتخصص مثلا در زمینه شیمی، فیزیک یا ریاضیات میدانم که میشود وبلاگهایی جذاب در مورد این رشتهها درآورد.
شرط موفقیت در محیط اینترنت ایجاد محتواهای متفاوت و غیرتکراری است و نه مثلا تلاش برای نقل اخبار نهچندان مهم در مورد گجتهایی که مردم ایران با توجه به شرایط اقتصادی که در آن به سر میبریم، قدرت خرید آنها را ندارند!
۴- نوشتن کار سختی است؟ مشکل چیست؟ آیا استعداد ندارید؟!
نه! در حقیقت اگر دشواری برای نوشتن دارید و نمیتوانید مفاهیم ذهنی خود را روی کاغذ آورید، اگر انگشتان شما به راحتی روی کیبورد به رقص درنمیآیند، به خاطر این است که نوشتن واقعا کار دشواری است.
میگویند که از کوزه همان برون تراود که در اوست. اگر شما آدم اهل مطالعهای نباشید و انبوهی از جملات، اصطلاحات، داستانها، لطایف و استعارهها را نخوانده باشید، اگر دایره واژگان شما محدود باشند، همیشه در نوشتن مشکل خواهید داشت.
من آدمهای متخصص زیادی چه در پزشک و چه مهندس میشناسم که آدمهای خوشفکری هستند، اما فقط معدودی از آنها مهارتهای نوشتاری لازم را دارند.
ممکن است تصور کنید که نوشتن یک مطلب فناوری که دیگر مطالعه ادبی نمیخواهد! اما سخت در اشتباهید! مطالعه مستمر آثار ادبی شما را از قالب یک نویسنده ماشینی درمیآورد و به یک نویسنده انسانگرا تبدیل میکند. در این صورت میتوانید بهتر مقدمه خود را شروع کنید، بهتر روانشناسی از راه دور کنید و بهتر با مخاطب خود در تماس قرار بگیرید.
نوشتن علاوه بر مطالعه و داشتن یک فرهنگنامه ذهنی، محتاج زمان، تلاش، تمرکز و البته قریحه درونی نویسندگی است.
از سوی دیگر نوشتن جسارت هم میخواهد، جسارتی برای خودابرازی در مقابل در هزاران نفر!
تأکید میکنم که نوشتن محتاج آزمون و خطاهای مکرری در عرض چند سال است.
۵- شالوده یک نظام ذهنی استوار را در نوشتههای خود ایجاد کنید.
ارنست همینگوی جایی گفته بود:
نوشتن معماری است و نه طراحی داخلی.

من در وبلاگستان به وبلاگهای زیادی برخوردهام که نویسندگان آنها استعداد خوبی برای نوشتن دارند. اگر جزء جزء هر پست آنها را ببینید، میتوانید آثار نبوغ را در بعضی از آنها پیدا کنید.
اما مشکل این بلاگرها عموما این است که یک شالوده و اسکلت برای نوشتههای خود ندارند. نوشتههای آنها بند بند نیست. مخاطب آنها نمیداند سر و ته نوشته آنها کجاست. آنها گاهی دچار پرشهای فکری هم میشوند.
طبعا دنبال کردن مستمر چنین نوشتههایی بسیار دشوار است.
اگر میخواهید نوشتهای خوب داشته باشید، باید بتوانید مینیمیال سخن بگویید. ابتدا در چند جمله هدف کلی از نوشتن پست را بیان کنید و مخاطب را مشتاق خواندن پاراگرافهای بعدی کنید و بعد منظم و نظاممند بنویسید.
جدا کردن جملات از هم در قالب پاراگراف، بولد کردن کلمات کلیدی مهم، استفاده از خطوط حد فاصل، عناوین میان پستی هم در این راه به شما کمک میکنند.
۶- به جای نگرانی در مورد سبک و شیوه نوشتاری، روی خود محتوای ارائه شده تمرکز کنید.
پائولو کوئلیو جایی گفته است که سبک نویسندگی مثل پیراهن یک بانو میماند، گرچه نوع پوشش مهم است، اما چیزی که مهم است زیبایی خود شخص است.

هدف اصلی شما باید این باشد که پیام مهمتان را به گوش مخاطب خود برسانید. اگر روی پیام اصلی کار نکنید و همهاش در پی ظواهری مثل عکس، طراحی پوسته، SEO سایت یا استفاده از اصطلاحات پیچیده باشید، در نهایت موفق نخواهید بود.
مهم این است که خواننده احساس کند که در پشت همه مطالب شما یک ذهن خلاق وجود دارد که میخواهد پیام، یک شیوه فکری یا زاویه دید متفاوت را آشکارا یا پنهان القا کند.
اگر حتی عده قلیلی از خوانندگان شما متوجه چنین ذهیتی در شما بشوند، رویکردشان به شما متفاوت خواهد بود، افت و خیزهای شما را تحمل میکنند و برای دریافتن آن اشارات و استعارههای پنهان در نوشتههای شما، مطالب شما را با دقت بیشتری میخوانند.
منبع: یک پزشک

1394/03/19 @ 06:00:56 ب.ظ
شمس [عضو]
نام قالب:New1
علامتهایی که در آخر هر خط در متن می گذارم موقع نمایش اول قرار می گیره. متن رو هم بهم میریزه.
__________
متشکرم . به واحد فنی ارجاع داده شد
1394/03/12 @ 05:37:21 ب.ظ
شمس [عضو]
باسلام و تبریک اعیاد شعبانیه وتشکر از امکانات جدیدی که برای پوسته وبلاگ قرار دادید. من دوست داشتم قالب وبلاگم سه سیتونه باشه. اول که امتحان کردم درست شد مرتبش هم کردم بعد بار دیگه رفتم تو وبلاگ ستونهای اطرافش سفید وخالیه وفقط ستون وسط که پستها است میاد. مشکل کجاست؟ یعنی ممکنه خود قالب این امکان رو نداشته باشه؟
لطفا راهنمایی فرمایید. البته قالب یه مشکلات دیگه هم داره اینکه فقط موضوعات اصلی رو در پستها نمایش میده. باتشکر
__________
با سلام
لطفا نام قالب را بفرمائید
در اجزای وبلاگ باید دقت کنید شیئی که اضافه میکنید در ستون مدنظر باشد
1391/08/30 @ 12:11:30 ب.ظ
صدرارحامی [عضو]
(قيامت بي حسين غوغا ندارد"شفاعت بي حسين معنا ندارد"حسيني باش كه در محشر نگويند"چرا پرونده ات امضاء ندارد)
شعائر حسيني در آيينه فقه
فراخوان مقاله با موضوعات
* آسيب شناسي عزاداري مجالس امام حسين عليه السلام (مديحه سرايي، سينه زني و …)
آسيب شناسي مجالس زنانه
* آسيب شناسي خرافات واره درباره محرم
* آسيب شناسي قمه زني
آخرين مهلت ارسال مقالات 30 آذر ماه 1391
مقالات با رعايت اصول پژوهشي تدوين شده است مورد داوري قرار خواهد گرفت.
مقالات حداقل 15 و حداکثر 20 صفحه با فرمت ورد 2003 به بالا تنظيم گردد.
از صاحبان آثار برگزيده تجليل به عمل خواهد آمد.
لطفا ابتدا فايل الکترونيکي اثر را به ايميل Alzahra.266@gmail.com ارسال نماييد
پس از بررسي در صورت پذيرفته شدن اصل اثر را به آدرس زير ارسال کنيد.
اصفهان،خيابان هاتف، کوچه حيدر ميرزا، صحه حيدر ميرزا، مدرسه علميه الزهرا المرضيه سلام الله عليها اصفهان، تلفن 2241332الي3
1391/08/19 @ 10:43:45 ق.ظ
معاونت فرهنگی [عضو]
با سلام و خسته نباشید.
1391/08/12 @ 09:54:42 ب.ظ
معاونت فرهنگی [عضو]
گرفت پرچم اسلام را على در دست
از این گزیده، زمین و زمان به خود بالید
به یمن فیض ولایت، شراب خمّ الست
به عشق آل على از غدیر خم جوشید . . .
عید غدیر خم مبارک باد