نوشته‌ات تمام شد؟ هنوز منتشرش نکن!

بالاخره جمله آخر را نوشتی. نقطه را گذاشتی و با خیال راحت می‌خواهی دکمه «انتشار» را بزنی.
اما یک کار کوچک مانده: یک بار دیگر نوشته‌ات را بخوان. نه برای اینکه همه‌چیز را از نو بنویسی؛ فقط برای اینکه نوشته‌ات را کمی بهتر کنی. این چهار سؤال را از خودت بپرس:

۱. چیزی هست که بتوانم حذفش کنم؟
گاهی یک حرف را چند بار با جمله‌های مختلف تکرار کرده‌ایم. اگر حذفش کنیم، نوشته نه‌تنها کوتاه‌تر، بلکه بهتر می‌شود.

۲. جایی هست که می‌توانم ساده‌تر بنویسم؟
اگر خودمان هم مجبور شویم یک جمله را دوبار بخوانیم تا بفهمیم چه می‌گوید، احتمالاً خواننده هم همین مشکل را خواهد داشت.

۳. آیا شروع نوشته هنوز برایم جذاب است؟
چند خط اول را دوباره بخوان. آیا واقعاً خواننده را به ادامه‌دادن دعوت می‌کند؟

۴. آیا پایان نوشته چیزی به خواننده می‌دهد؟
لازم نیست حتماً نتیجه‌گیری طولانی داشته باشیم. گاهی یک سؤال خوب یا یک جمله ماندگار، پایان بهتری می‌سازد.

ویرایش یعنی بهتر کردن، نه سخت‌تر کردن. ویرایش قرار نیست نوشته‌مان را رسمی و پیچیده کند. گاهی بهترین ویرایش، فقط حذف یک جمله اضافی، ساده‌کردن یک عبارت یا جابه‌جایی دو جمله است. نوشته خوب همیشه در همان بار اول نوشته نمی‌شود؛ گاهی در بار دوم کشف می‌شود.

پیشنهاد می کنم شما هم این تمرین راانجام بدهید:
یکی از نوشته‌های قبلی وبلاگتان را انتخاب کنید. فقط ۱۰ دقیقه وقت بگذارید و آن را ویرایش کنید. یک جمله اضافی را حذف کنید، یک جمله پیچیده را ساده‌تر کنید و پایان نوشته را دوباره بررسی کنید.
بعد از خودتان بپرسید:
«اگر امروز می‌خواستم این نوشته را بنویسم، چه چیزی را بهتر می‌نوشتم؟»
همین تغییرهای کوچک، کم‌کم نوشته‌هایتان را بهتر می‌کنند.
قبل از انتشار، یک بار دیگر نوشته‌تان را بخوانید؛ شاید بهترین نسخه آن هنوز نوشته نشده باشد.

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.

یک عنوان، چند نوشته؛ چطور از یک ایده دست نکشیم؟

گاهی فکر می‌کنیم برای هر نوشته باید یک موضوع کاملاً تازه پیدا کنیم. امروز درباره کتاب بنویسیم، فردا درباره سفر، پس‌فردا درباره یک خاطره و بعد… دوباره بمانیم که حالا درباره چه چیزی بنویسیم؟
اما همیشه لازم نیست دنبال موضوع تازه باشیم. گاهی می‌توانیم یک ایده را ادامه بدهیم. یک موضوع می‌تواند چند داستان داشته باشد.
فرض کنید عنوان ثابت وبلاگمان را گذاشته‌ایم:
«این روزهای من»
قرار نیست هر بار همان حرف قبلی را تکرار کنیم. می‌توانیم هر بار از یک زاویه تازه به زندگی‌مان نگاه کنیم:
این روزها بیشتر از چه چیزی خوشحالم؟
این روزها چه چیزی ذهنم را مشغول کرده؟
این روزها چه چیزی یاد گرفته‌ام؟
این روزها چه چیزی دلم را گرفته؟
این روزها چه اتفاق کوچکی خوشحالم کرد؟

یا مثلاً اگر عنوان ثابت ما «مادر بودن» باشد، می‌توانیم از تجربه‌های مختلف بنویسیم:
مادر بودن و خستگی، مادر بودن و صبوری، چیزی که از فرزندم یاد گرفتم، یک روز سخت در زندگی من…
موضوع همان است، اما هر بار حرف تازه‌ای برای گفتن داریم. ادامه دادن یعنی تکرار نکردن. قرار نیست فقط یک عنوان را کپی کنیم و هر بار همان حرف را بزنیم. قرار است یک موضوع را از زاویه‌های مختلف ببینیم.
اتفاقاً گاهی وقتی مدت بیشتری با یک موضوع زندگی می‌کنیم، حرف‌های عمیق‌تر و شخصی‌تری برای گفتن پیدا می‌کنیم.

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.

نوشته‌ات را منتشر کردی؟ حالا نوبت دیده‌شدن است!


ما همیشه سعیمان این است که یک نوشته را با حوصله بنویسیم، منتشرش ‌کنیم و بعد منتظر بمانیم کسی پیدایش کند.
اما یک سؤال:
اگر کسی نداند چنین نوشته‌ای وجود دارد، چطور قرار است آن را بخواند؟ پس، انتشار نوشته پایان کار نیست؛ گاهی شروع کار است.
یکی از ساده‌ترین راه‌های دیده‌شدن، معرفی نوشته است. اما معرفی کردن با فرستادن یک لینک خالی فرق دارد.
یعنی به‌جای این که ما برای معرفی نوشته‌مان صرفا لینکش را در جاهای مختلف از جمله در کامنت های وبلاگهای دیگر بگذاریم مثل این:
«این مطلب جدید من است: [لینک]»
می‌توانیم بنویسیم:
«چند وقت پیش درباره این فکر می‌کردم که چرا با وجود این‌همه ارتباط، گاهی احساس تنهایی می‌کنیم. نتیجه‌اش شد این نوشته. اگر شما هم تا حالا چنین حسی داشته‌اید، شاید خواندنش برایتان جالب باشد.»
حالا مخاطب می‌داند درباره چه چیزی قرار است بخواند و چرا ممکن است برایش مهم باشد.
گاهی بهترین نوشته‌های وبلاگمان همان‌هایی هستند که چند ماه یا چند سال پیش نوشته‌ایم. اگر هنوز حرفی برای گفتن دارند، دوباره معرفی‌شان کنیم. یک نوشته خوب تاریخ انقضا ندارد! حتی می‌توانیم در نوشته جدیدمان به یکی از نوشته‌های قدیمی لینک بدهیم. این کار هم خواننده را بیشتر در وبلاگمان نگه می‌دارد و هم نوشته‌های قدیمی را دوباره زنده می‌کند.

اما تمرینی که برای امروز پیشنهاد می کنم:
یکی از نوشته‌های وبلاگتان را انتخاب کنید که فکر می‌کنید ارزش خوانده‌شدن دارد، اما کمتر دیده شده است. این بار فقط لینک آن را منتشر نکنید.
در دو یا سه جمله درباره آن بگویید:
این نوشته درباره چیست و چرا فکر می‌کنید خواندنش برای دیگران می‌تواند جالب باشد؟
بعد لینک را قرار بدهید و آن را معرفی کنید.
یادتان باشد:
نوشته خوب فقط نباید نوشته شود؛ باید راهی هم برای رسیدن به خواننده پیدا کند.

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.

نوشته‌ات را تمام نکن؛ گفت‌وگو را شروع کن!


🎯 «چطور کاری کنیم مخاطب بعد از خواندن نوشته‌مان، دلش بخواهد چیزی بگوید؟»
تا حالا شده یک نوشته خوب بنویسید، منتشرش کنید و بعد… هیچ؟ نه نظری، نه سؤالی، نه حتی یک جمله از طرف خواننده. گاهی مشکل این نیست که نوشته ما خواندنی نیست؛ مشکل این است که جایی برای واردشدن خواننده به گفت‌وگو نگذاشته‌ایم.
نوشته خوب فقط حرف نمی‌زند. وبلاگ می‌تواند جایی برای گفت‌وگو باشد. مثلاً به‌جای اینکه نوشته‌مان را این‌طور تمام کنیم:
«این هم تجربه من از اولین روز کاری‌ام بود.»
می‌توانیم بنویسیم:
«شما اولین روز کاری‌تان را یادتان هست؟ چه چیزی بیشتر از همه برایتان سخت بود؟»
یا اگر درباره یک تصمیم شخصی نوشته‌ایم:
«اگر جای من بودید، چه تصمیمی می‌گرفتید؟»
با همین یک سؤال، نوشته از یک حرف یک‌طرفه به یک دعوت برای گفت‌وگو تبدیل می‌شود.
همیشه هم لازم نیست سؤال بپرسیم. گاهی کافی است پایان نوشته را کمی باز بگذاریم:
«هنوز هم نمی‌دانم آن روز تصمیم درستی گرفتم یا نه…»
همین جمله می‌تواند خواننده را به فکر وادارد که نظر خودش را بگوید.

اما تمرین امروز:
یکی از نوشته‌های قبلی وبلاگتان را انتخاب کنید. به پایان آن نگاه کنید و از خودتان بپرسید:
«آیا خواننده بعد از تمام‌کردن این نوشته، دلیلی برای پاسخ‌دادن دارد؟»
اگر نه، یک سؤال، یک دعوت یا یک جمله باز به پایان آن اضافه کنید.
مثلاً:
«شما چه تجربه‌ای در این زمینه داشته‌اید؟ دوست دارم آن را بخوانم.»

این را به یاد داشته باشید: گاهی بهترین پایان یک نوشته، نقطه نیست؛ یک سؤال است.

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.

چطور نوشته‌مان را طوری معرفی کنیم که دیگران دلشان بخواهد بخوانند؟


فرض کنید یکی از بهترین نوشته‌های وبلاگتان را انتخاب کرده‌اید و می‌خواهید آن را به دیگران معرفی کنید.
اولین کاری که به ذهنمان می‌رسد چیست؟ لینک را می‌فرستیم و می‌گوییم: «این هم یکی از نوشته‌های من، اگر دوست داشتید بخوانید.»
اما یک سؤال مهم اینجاست: چرا باید مخاطب روی این لینک کلیک کند؟
لینک، به‌تنهایی کافی نیست. وقتی نوشته‌مان را معرفی می‌کنیم، بهتر است قبل از لینک، چند کلمه درباره خود نوشته بگوییم؛ چیزی که کنجکاوی ایجاد کند یا به مخاطب نشان دهد این نوشته چه چیزی برای او دارد.
مثلاً به‌جای: «این مطلب را در وبلاگم نوشته‌ام. اگر فرصت داشتید بخوانید.»
می‌توانیم بنویسیم:
«تا حالا شده بعد از یک روز شلوغ، فقط دلتان بخواهد چند دقیقه از همه‌چیز فاصله بگیرید؟ من در این نوشته از تجربه‌ای نوشته‌ام که نگاه خودم را به تنهایی تغییر داد.»
حالا مخاطب یک دلیل برای کلیک کردن دارد.
برای معرفی یک نوشته، سه چیز کافی است
۱. بگوییم نوشته درباره چیست.
مخاطب بداند قرار است با چه موضوعی روبه‌رو شود.
۲. بگوییم چرا خواندنی است.
یک تجربه، یک سؤال، یک نکته یا چیزی که خودمان در آن نوشته پیدا کرده‌ایم.
۳. کمی کنجکاوی ایجاد کنیم.
نه با اغراق و وعده‌های عجیب؛ فقط به اندازه‌ای که مخاطب بخواهد ادامه ماجرا را بداند.
قرار نیست نوشته‌مان را تبلیغ کنیم؛ قرار است درِ آن را برای خواننده باز کنیم.

حالا با توجه به چالش روز ششم، همان نوشته‌ای را که برای معرفی وبلاگتان انتخاب کرده‌اید، دوباره نگاه کنید.
قبل از لینک، در دو یا سه جمله بنویسید:
این نوشته درباره چیست و چرا فکر می‌کنم خواندنش برای دیگران جالب است؟
بعد لینک نوشته را قرار دهید و معرفی‌تان را منتشر کنید.
یادتان باشد:
گاهی برای دیده‌شدن یک نوشته، لازم نیست نوشته تازه‌ای بنویسیم؛ کافی است نوشته خوب قبلی‌مان را خوب معرفی کنیم.

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.

چطور شروع یک نوشته را جذاب کنیم؟


مخاطب عنوان نوشته‌ات را دیده و روی آن کلیک کرده. حالا یک فرصت کوچک داری: چند خط اول.
اگر شروع نوشته معمولی و بی‌رمق باشد، ممکن است خواننده همان‌جا صفحه را ببندد؛ حتی اگر ادامه نوشته واقعاً خوب باشد. پس چطور شروع جذابی داشته باشیم؟

۱. با یک سؤال شروع کنیم
سؤالی که خواننده بتواند خودش را در آن پیدا کند. مثلاً به‌جای: «امروز می‌خواهم درباره کتاب‌خواندن صحبت کنم.»
بنویسیم: «چند کتاب نیمه‌خوانده روی میزت داری؟» ناگهان موضوع برای خواننده شخصی‌تر می‌شود.

۲. با یک اتفاق شروع کنیم
لازم نیست اتفاق عجیب و بزرگی باشد. یک اتفاق ساده از زندگی روزمره هم می‌تواند شروع خوبی باشد.
مثلاً: «دیشب تصمیم گرفتم فقط ده دقیقه در اینستاگرام بچرخم. وقتی سرم را بلند کردم، یک ساعت گذشته بود.»
حالا خواننده احتمالاً می‌خواهد بداند بعدش چه شد.

۳. با یک جمله غیرمنتظره شروع کنیم
جمله‌ای که کمی مکث در ذهن ایجاد کند.
مثلاً: «گاهی مشکل ما کمبود وقت نیست؛ زیادیِ چیزهایی است که می‌خواهیم در وقت کم انجام بدهیم.»
این جمله خواننده را به ادامه دادن دعوت می‌کند.

یک نکته مهم
شروع جذاب یعنی وعده دادن یک مطلب ارزشمند، نه فریب دادن خواننده. نباید عنوان و شروع را هیجان‌انگیز کنیم و بعد چیزی برای گفتن نداشته باشیم. اگر خواننده احساس کند وقتش ارزش داشته، دوباره به وبلاگمان برمی‌گردد.

  • 5 stars
    نظر از: فاطمه شبانه اراني
    1405/07/05 @ 01:36:54 ب.ظ

     

    با سلام نکته‌ای گمانم هزار بار شنیده‌ایم و‌گفته شده اما بازم هم به کار نمی‌گیریم تا مخاطب را حفظ کنیم.

نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.