نوشته‌ات را تمام نکن؛ گفت‌وگو را شروع کن!


🎯 «چطور کاری کنیم مخاطب بعد از خواندن نوشته‌مان، دلش بخواهد چیزی بگوید؟»
تا حالا شده یک نوشته خوب بنویسید، منتشرش کنید و بعد… هیچ؟ نه نظری، نه سؤالی، نه حتی یک جمله از طرف خواننده. گاهی مشکل این نیست که نوشته ما خواندنی نیست؛ مشکل این است که جایی برای واردشدن خواننده به گفت‌وگو نگذاشته‌ایم.
نوشته خوب فقط حرف نمی‌زند. وبلاگ می‌تواند جایی برای گفت‌وگو باشد. مثلاً به‌جای اینکه نوشته‌مان را این‌طور تمام کنیم:
«این هم تجربه من از اولین روز کاری‌ام بود.»
می‌توانیم بنویسیم:
«شما اولین روز کاری‌تان را یادتان هست؟ چه چیزی بیشتر از همه برایتان سخت بود؟»
یا اگر درباره یک تصمیم شخصی نوشته‌ایم:
«اگر جای من بودید، چه تصمیمی می‌گرفتید؟»
با همین یک سؤال، نوشته از یک حرف یک‌طرفه به یک دعوت برای گفت‌وگو تبدیل می‌شود.
همیشه هم لازم نیست سؤال بپرسیم. گاهی کافی است پایان نوشته را کمی باز بگذاریم:
«هنوز هم نمی‌دانم آن روز تصمیم درستی گرفتم یا نه…»
همین جمله می‌تواند خواننده را به فکر وادارد که نظر خودش را بگوید.

اما تمرین امروز:
یکی از نوشته‌های قبلی وبلاگتان را انتخاب کنید. به پایان آن نگاه کنید و از خودتان بپرسید:
«آیا خواننده بعد از تمام‌کردن این نوشته، دلیلی برای پاسخ‌دادن دارد؟»
اگر نه، یک سؤال، یک دعوت یا یک جمله باز به پایان آن اضافه کنید.
مثلاً:
«شما چه تجربه‌ای در این زمینه داشته‌اید؟ دوست دارم آن را بخوانم.»

این را به یاد داشته باشید: گاهی بهترین پایان یک نوشته، نقطه نیست؛ یک سؤال است.

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
بدعالی

درخواست بد!

پارامتر های درخواست شما نامعتبر است.

اگر این خطایی که شما دریافت کردید به وسیله کلیک کردن روی یک لینک در کنار این سایت به وجود آمده، لطفا آن را به عنوان یک لینک بد به مدیر گزارش نمایید.

برگشت به صفحه اول

Enable debugging to get additional information about this error.