
چرا استمرار در وبلاگنویسی سخت است؟
سه شنبه 05/06/24

چرا استمرار در وبلاگنویسی سخت است؟
شروعکردن معمولاً سخت نیست. یک روز ایدهای به ذهنمان میرسد، ذوق میکنیم، یک نوشته منتشر میکنیم و با خودمان میگوییم:
«از این به بعد مرتب مینویسم!»
چند روز میگذرد… و ناگهان میبینیم دوباره وبلاگمان ساکت شده است. چرا؟ چون منتظر انگیزه میمانیم
یکی از اشتباههای ما این است که فکر میکنیم برای نوشتن باید حتماً حوصله و انگیزه داشته باشیم. اما انگیزه همیشه نیست. گاهی خستهایم، گاهی موضوع نداریم، گاهی زندگی آنقدر شلوغ است که نوشتن آخرین چیزی است که به آن فکر میکنیم.
اگر قرار باشد فقط وقتی بنویسیم که حالش را داریم، احتمالاً خیلی کم خواهیم نوشت. نوشتن وقتی ارزشمند میشود که کمکم به عادت تبدیل شود. فکر میکنیم هر نوشته باید عالی باشد.
گاهی یک موضوع خوب داریم، اما آنقدر برای شروع وسواس به خرج میدهیم که اصلاً شروع نمیکنیم. فکر میکنیم باید نوشتهای فوقالعاده، کامل و بینقص منتشر کنیم. در حالی که یک نوشته معمولی که منتشر شده، از یک نوشته عالی که فقط در ذهن ماست، ارزشمندتر است. قرار نیست هر بار شاهکار بنویسیم؛ قرار است بنویسیم تا بهتر شویم.
گاهی از کمبودن بازدید ناامید میشویم. ممکن است نوشتهای را با شوق منتشر کنیم و بعد ببینیم فقط چند نفر آن را خواندهاند. طبیعی است که دلسرد شویم. اما اگر از همان ابتدا تعداد بازدید را معیار ارزش نوشتههایمان قرار دهیم، احتمالاً خیلی زود خسته میشویم. گاهی یک نوشته باید مدتی بماند تا خواننده خودش را پیدا کند.
راهحل چیست؟
برای استمرار، لازم نیست هر روز بنویسیم. یک برنامه کوچک و قابل انجام برای خودمان داشته باشیم. مثلاً:
هفتهای دو نوشته. نه بیشتر. نه با فشار. و مهمتر از همه، منتظر نمانیم تا یک روز «خیلی باانگیزه» از راه برسد.
وبلاگنویسی را با انگیزه شروع میکنیم، اما با عادت ادامه میدهیم.
حالا اگر وسط وبلاگ نویسی، یک روز حس کردی دیگر نمیتوانی ادامه بدهی، یادت باشد:
لازم نیست بهترین نوشته عمرت را بنویسی. فقط یک نوشته دیگر بنویس.