موضوع: "آموزش"

تسلیت ما را پذیرا باش!

انا لله و انا الیه راجعون

دوست و همکار گرامی

سرکار خانم بهرامی

مصیبت وارده را به شما و خانواده گرامیتان تسلیت عرض نموده و از خداوند منان ، آرزوی صبر و سلامتی برایتان دارم .

حکایتی از شیخ مفید و مناظره ایی کوچک

در عصر شيخ مفيد‌(ره)، يكي از علماي بزرگ اهل تسنّن، در بغداد مجلس درسي داشت، و به نام «قاضي عبدالجبّار» خوانده مي‌شد، روزي قاضي عبدالجبّار در مجلس درس خود نشسته بود، شاگردانش از سنّي و شيعه حاضر بودند، در آن روز شيخ مفيد‌(ره) نيز به آن مجلس وارد شد و دم در نشست، قاضي تا آن روز شيخ مفيد را نديده بود، ولي وصفش را شنيده بود.

پس از لحظه‌اي، شيخ مفيد به قاضي رو كرد و گفت: «آيا اجازه مي‌دهي، در حضور اين دانشمندان، سؤالي از شما ‌كنم؟»

قاضي: بپرس

شيخ مفيد: اين حديثي كه شيعيان روايت مي‌‌كنند كه پيامبر‌ـ صلّي‌ اللّه عليه وآله ـ در صحراي غدير، دربارة علي‌ـ عليه السّلام ـ فرمود:«مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلاهُ: هر كس كه من مولاي اويم، پس علي‌ مولاي اوست»

آيا اين حديث صحيح است و يا اين‌كه شيعه آن را به دروغ ساخته است؟


قاضي: اين روايت،صحيح است.

شيخ مفيد: منظور از كلمة «مولي» در اين روايت چيست؟

قاضي: منظور، آقائي و اولويّت است.

شيخ مفيد: اگر چنين است پس طبق فرمودة پيامبر‌ـ صلّي‌ اللّه عليه وآله ـ،‌ علي‌ـ عليه السّلام ـ آقائي و اولويّت بر ديگران دارد، بنابراين، اين همه اختلاف و دشمني‌ها بين شيعه و سنّي براي چيست؟

قاضي: اي برادر! اين حديث (غدير) روايت (و مطلب نقل شده) است، ولي خلافت ابوبكر، «درايت» و امري مسلّم است، و آدم عاقل، به خاطر روايتي، درايت را ترك نمي‌كند!!

شيخ مفيد: شما دربارة اين حديث چه مي‌گوييد كه پيامبر‌ـ صلّي‌ اللّه عليه وآله ـ، در شأن علي‌ـ عليه السّلام ـ فرمود:«يَا عَليُّ حَرْبُكَ حَرْبِي وَ سِلْمُكَ سِلمِي»: «اي علي! جنگ تو،‌جنگ من است، و صلح تو،‌ صلح من است»

قاضي: اين حديث،‌صحيح است.

شيخ مفيد: بنابراين آنان‌كه جنگ جَمَل را به راه انداختند مانند طلحه و زبير و عايشه و…و با علي ـ عليه السّلام ـ جنگيدند، طبق حديث فوق و اعتراف شما به صحّت آن، بايد (با شخص رسول خدا‌ـ صلّي‌ اللّه عليه وآله ـ جنگيده باشند) و كافر باشند.

قاضي: اي برادر! آن‌ها (طلحه و زبير و …) توبه كردند.

شيخ مفيد: جنگ جمل، درايت و قطعي است، ولي در اين‌كه پديد آورندگان جنگ، توبه كرده‌اند، روايت و شنيدني است، و به گفته تو نبايد درايت را فداي روايت كرد، و مرد عاقل به خاطر روايت، درايت را ترك نمي‌كند.

قاضي، در پاسخ اين سؤال فرومانده، پس از ساعتي درنگ ، سرش را بلند كرد و گفت : «تو كيستي؟»

شيخ مفيد: من خادم شما محمّد‌‌‌بن محمّد‌بن نعمان هستم.

قاضي همان‌دم برخاست و دست شيخ مفيد را گرفت و بر جاي خود نشانيد و به او گفت: «اَنْتَ الْمُفِيدُ حقّاً»: «تو در حقيقت، مفيد (فايده بخش) هستي»

علماي مجلس از رفتار قاضي رنجيده خاطر شدند و همهمه كردند، قاضي به آن‌ها گفت: من در پاسخ اين شيخ (مفيد)، درمانده شدم، اگر هر يك از شما پاسخي دارد، برخيزد و بيان كند.

هيچ كس برنخواست، به اين ترتيب، شيخ مفيد،پيروز شد و لقب «مفيد» در اين مجلس، براي او بر سر زبان‌هاي مردم افتاد.[1]

——————————————————————————–
[1]. مجالس المؤمنين، ج 1

قبل از آن‌كه مرا از دست بدهيد، هرچه مي‌خواهيد از من بپرسيد

سبط بن جوزي، يكي از دانشمندان معروف و بزرگ اهل تسنّن بود، و كتاب‌هاي ارزشمند متعدّدي تأليف كرد، و همواره در مساجد بغداد و … با موعظه و گفتار خود، مردم را ارشاد مي‌كرد، سرانجام در 12 رمضان سال 597هـ .ق در بغداد درگذشت.[1]

يكي از ويژگي‌هاي امام علي ـ عليه السّلام ـ اين بود كه كراراً به مردم فرمود: سَلُونيِ قَبْلَ اَنْ تَفْقدوُنيِ: «قبل از آن‌كه مرا از دست بدهيد، هرچه مي‌خواهيد از من بپرسيد».

چنين سخني مخصوص آن حضرت و امامان معصوم ـ عليهم السّلام ـ است، و هر كسي بعد از او چنين ادّعا كرد رسوا گرديد، اينك به مناظرة يك بانوي دلير با سبط بن جوزي توجّه كنيد:

روزي «سبط بن جوزي» در بالاي منبر، همين سخن را گفت؛ كه اي مردم! سَلُونيِ قَبْلَ اَنْ تَفْقدوُنيِ با توجّه به اين‌كه بسياري از شيعه و سنّي، و زن و مرد، پاي منبر او بودند.

ناگاه بانوئي از پاي منبر، چنين سؤال كرد:

«به من خبر بده، آيا اين حديث درست است كه نقل شده وقتي كه جمعي از مسلمانان، عثمان را كشتند، جنازه‌اش (سه روز) در زمين ماند و كسي نرفت تا جنازة او را بردارد و به خاك بسپارد».

سبط: آري درست است

بانو: آيا اين حديث نيز درست است كه وقتي سلمان در مدائن از دينا رفت، امام علي ـ عليه السّلام ـ از مدينه (يا كوفه) به مدائن رفت و بر جنازة سلمان نماز خواند و به احترام او، در مراسم كفن و دفن او شركت نمود، و نگذاشت جنازه او در زمين بماند و سپس بازگشت؟

سبط: آري درست است

بانو: بنابراين، چرا علي ـ عليه السّلام ـ هنگام مرگ عثمان، با اين‌كه در مدينه بود، كنار جنازة عثمان نرفت، تا آن را بردارد و به خاك بسپارد؟ در اين صورت يا علي ـ عليه السّلام ـ خطاكار است كه از دفن جنازة عثمان، اهمالي نمود، و يا عثمان غير مؤمن است كه علي ـ عليه السّلام ـ خود را از دخالت در دفن جنازة عثمان، معاف دانست (تا اين‌كه بعد از سه روز مخفيانه او را در پشت قبرستان بقيع در قبرستان يهوديان دفن كردند چنان‌كه طبري در تاريخ خود، ج 9، ص 143، نقل كرده است)

سبط بن جوزي در برابر اين سؤال فرو ماند، چرا كه ديد اگر هر كدام از آن دو (علي ـ عليه السّلام ـ يا عثمان) را خطاكار بداند، برخلاف عقيدة خود سخن گفته است، زيرا او هردو آن‌ها را خليفه برحق مي‌دانست، از اين رو گفت:

«اي زن! اگر با اجازة شوهرت از خانه بيرون آمده‌اي و در برابر نامحرمان، اين‌گونه با من بحث مي‌كني كه لعنت خدا بر شوهرت باد، و اگر بدون اجازة او آمده‌اي، خدا تو را لعنت كند»

آن بانوي هوشمند، بي‌درنگ گفت: آيا عايشه كه به جنگ اميرمؤمنان علي ـ عليه السّلام ـ بيرون آمد و جنگ جمل را به راه انداخت، با اجازة شوهرش پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ بيرون آمده بود، يا بدون اجازة او؟

سبط بن جوزي، در پاسخ اين سؤال نيز درمانده شد، زيرا اگر مي‌گفت بدون اجازة شوهرش بيرون آمده، عايشه را تخطئه مي‌كرد، و اگر مي‌گفت: با اجازه بيرون آمده، علي ـ عليه السّلام ـ را تخطئه مي‌كرد، و هر كدام از اين دو پاسخ، با عقيده‌اش سازگار نبود، بناچار درمانده گرديد، و از بالاي منبر پائين آمد و به خانه‌اش رفت.[2]


——————————————————————————–

[1] ـ سفينة البحار، ج 1، ص 193. [2] ـ بحار‌الانوار، ج 29، ص 647، نشر دارالرضا، بيروت.

حرکت «رصد» را اینجا آنلاین ببینید + آدرس

پس از پرتاب موفقیت آمیز جدیدترین ماهواره ایرانی به فضا، موجی از شگفتی و خوشحالی در محافل خبری داخلی و خارجی دیده می شود.

به گزارش مشرق، ماهواره رصد به عنوان اولین ماهواره سنجش از دور و تصویربرداری از زمین ایرانی، وظیفه مهمی را در طی قریب 45 روزی که مهمان فضا خواهد بود، بر عهده دارد.

با توجه به علاقه مردم کشورمان به پیگیری اخبار مربوط به این ماهواره ایرانی، با کلیک روی این آدرس می توان به صورت دقیق و آنلاین، آخرین روند حرکتی «رصد1» را دنبال و مشاهده کرد.

لقمه حرام با انسان چه می کند؟

*معصیت‌ها مثل آهن ربا و لقمه حرام مانند ذرّات آهن است، وقتی که انسان در وجودش لقمه حرام نباشد، می‌تواند از کنار معصیت‌ها عبور کند و خود را نگه دارد، امّا  وقتی که لقمة  حرامی را  خورد، از کنار معصیت که می‌گذرد، مجذوب آن می‌شود، این خاصیت درونی نان و لقمه حرام است.

*آهن ربا، ذرّه آهن را هر کجا که باشد، به سمت خود می‌کشد. اگر یک مقدار پنبه را از کنار یک آهن ربا  عبور  دهید،  آهن  ربا کششی  نسبت  به پنبه  ندارد،امّا  اگر  مقداری  خرده  آهن  را  درون  پنبه قرار دهیم، در این حالت پنبه به سمت آهن ربا کشیده شده و جذب آن می‌شود.در این‌ جا خود  پنبه جذب  نمی‌شود؛ بلکه  براده‌های  آهنی که با خود آهن ربا هم جنس هستند، به سمت آن کشیده می‌شوند.

*امّا لقمه صددرصد حلال که انسان کار صحیح درستی را انجام داده است و اجرت طیّب و صحیح و طاهری را در مقابل آن به انسان داده‌اند؛ وقتی که این لقمه را انسان مصرف  می‌کند، از کنار عبادات که می‌گذرد،  عبادات  او  را  جذب  می‌کنند، از کنار  امامزاده که می‌گذرد،به زیارت آن میل و گرایش پیدا می‌کند. میل و  گرایش به  مسجد،  روضه و  تربت شهدا پیدا  می‌کند و این جزو خاصیت و ذات لقمه‌ای است که از همه جهت حلال باشد.

*هنگامی که انسان آن را مصرف می‌کند، در او نوری را ایجاد می‌کند. همه طاعات و عبادات، جذابیّت و گیرایی دارند؛ ولی همه آن‌ها با لقمه حلال سنخیّت دارند،  نه تنها با لقمه  حلال، با مسکن و  لباس حلال و امثال این‌ها هم سنخیّت دارند. در محلّی که از راه حلال به دست آورده‌اید، موقع  نماز که فرا می‌رسد، نسبت به نماز شوق  و رغبت پیدا  می‌کنید،  امّا  اگر  از راه حرام به دست بیاید، وقتی که در آن  محل  غیبت انجام شود،  نسبت به غیبت م یل پیدا می‌کنید و قوه  جلوگیری کم می‌شود. حلال و حرام وقتی مخلوط شود، طاعات و معصیت هم با هم مخلوط می‌شود.

از پندهای حضرت آیت الله حائری شیرازی

تفاوت ان شاء الله و انشاءالله

آیا به کلمات و الفاظی که روزانه می نویسیم دقت کرده ایم؟

برخی از این الفاظ رایج به دلیل عدم مشروعیت و مخالفت آنان با اعتقادات ما می تواند خطراتی به همراه داشته باشد.

از بین این الفاظ (ان شاء الله) در بعضی اوقات انشاء الله نوشته می شود, با كمی دقت به معانی این دو متوجه می شویم

که این دو لفظ با هم تفاوت دارند .

إنشاء مصدر فعل «أنشأ» و به معنای (ایجاد کردن ,به وجود آوردن , خلق کردن )است.

طبق این آیه)) إِنَّا أَنشأْنَهُنَّ إِنشاءً ۳۵-واقعه ((  ما آنان را به وصفی ناگفتنی ایجاد كردیم .

پس ابراز(انشاءالله) در مواقعی که می خواهیم کاری را انجام دهیم، معنای ایجاد و خلق از سوی ما را القاء می کند، یعنی ما خداوند را ایجاد كرده ایم.(العیاذبالله!)

))إن))در (ان شاء الله) حرف شرط و به معنای «اگر» و فعل «شاء» به معنای خواستن و مقدر كردن است.

و ما با نوشتن إن شاء الله به این صورت می گوییم( اگر خداوند مقدر فرمود؛ به خواست خدا(

كه در این آیه معنا مشخص است:

((وَ مَا تَشاءُونَ إِلا أَن یَشاءَ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِیماً حَكِیماً))  30.انسان

و شما ( اولیای حق ) چیزی جز آنچه خدا بخواهد نمی‏خواهید (و كار را به او تفویض می‏كنید كه) البته خدا به احوال خلق دانا و به صلاح بندگان آگاهست.

جمله ان شاء الله به هنگام بیان تصمیم هاى مربوط به آینده ، نه تنها یك نوع ادب در پیشگاه خدا است ، بلكه بیان این حقیقت مهم نیز هست كه ما چیزى از خود نداریم هر چه هست از ناحیه او است ، مستقل بالذات خدا است ، و ما همه متكى باو هستیم ، تا اراده او نباشد اگر تیغهاى عالم از جا حركت كنند حتى یك رگ را نخواهند برید، و اگر اراده او باشد همه چیز به سرعت تحقق مى یابد و حتى شیشه را در بغل سنگ نگه مى دارد.

البته ما معنی این جمله رو همیشه در ذهن میدونیم ، اما درست نوشتن بهتر است .

با تشکر

 
مسابقه وبلاگ نویسی حمایت از کالای ایرانی